میلت ماندن است
من و چهار راه چیزی نگفتیم
مژدگانی دل گرم دانه ای
زیر برف پا خورده
-----------------------------------------
خنده ی بی بند کفش و پا
چون
به دست سالخورد شوخ بنگ هفته ای که گذشت
-------------------------------------------
سفید پوش چهار راه که باشم
از پیش چشمم میگذری
در قاب پنجره ی تاکسی
اطلسی مقدسی بر بیلبورد
در سینه ی راه
مسافری .
-------------------------------------------
جز خاکستری سختی و سرد
چیزی به بودنت وقتی نمیرسد
میانسالی مبتدی
میتواند خالق بهترین موسیقی شنیده ات باشد
گوشه ی کج سنگ زادگاه خنده ای
وتب بوسه
زیر لب
گمان دختریست با دیوار .
